ای یار جفا کرده وپیوند بریده این بود وفاداری وعهد تو ندیده
در کوی تو معروفم واز روی تومحروم گرگ دهن آلوده ویوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم وهمه شهر بگفتند افسانه مجنون به لیلی نرسیده
بس درطلبت کوشش بیفایده کردیم چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
میلت به چه ماند؟به خرامیدن طاووس غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
گر پای به در می نهم از خطه شیراز ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد رفتیم دعا کرده ودشنام شنیده
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی گر دیده به کس باز کند روی تو دیده

در کوی تو معروفم واز روی تومحروم گرگ دهن آلوده ویوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم وهمه شهر بگفتند افسانه مجنون به لیلی نرسیده
بس درطلبت کوشش بیفایده کردیم چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
میلت به چه ماند؟به خرامیدن طاووس غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
گر پای به در می نهم از خطه شیراز ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد رفتیم دعا کرده ودشنام شنیده
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی گر دیده به کس باز کند روی تو دیده

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت
4:6 |





قدرت عشق بنازم که به یک تیر نگاه
